عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
670
زبدة التواريخ ( فارسى )
نمودند كه خيل خانهء شووى ( 1 ) « 1 » تمرد نمودهاند . امير يوسف خواجه ( 2 ) و امير نوشروان و امير حمزه را با چند هزار مرد فرمان شد كه ايشان را تاخت كنند . در سيم رمضان اكابر غزنين ( 3 ) [ خواجه قاضى ] لقمان ( 4 ) و ملك و غيره به خدمت رسيدند و از هزاره مجد اردو و كلانتران پربل و افغان خرشوانى به زمين بوس رسيدند ( 5 ) و ستيزد از پيش اميرزاده قيدو مراجعت نموده عرضه داشت كه اميرزاده قيدو متوهم شده بدين طرف نيامد و جايگاه خود بازگذاشته بدان طرف گريخت . حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - فرمودند كه ترسيده باشد و ترحم فرموده هيچكس را بر عقب او نفرستاد و او را در آن معذور داشت . در نهم رمضان بخت مراد از آن طرف رسيد كه اميرزاده قيدو برفت و در كابل از ايشان هيچكس نماند . حضرت سلطنت شعارى اميرزاده اعظم [ امير سلطان ] ابراهيم بن [ امير ] جهانشاه را بدان طرف مقرر فرمود كه اگر قيدو پيش تو آيد و صلح كند ، آن موضع ( 6 ) را به دو بازگذار [ و تو ] بازگرد ، و الا كه پيش تو نيايد و صلح نكند ، هم در آن مواضع باش و اطراف آن را ضبط نماى . بعد از دو روز اميرزاده سنجر برادر اميرزاده قيدو پيشبندگى حضرت آمد و به تربيت و عنايت مخصوص شد . امرا و كلانتران هزاره تقبلى نمودند كه صد سر اسب و چند سر گاو ( 7 ) و گوسفند بدهند و حضرت سلطنت شعارى به جانب اغرق معاودت نموده در منتصف رمضان به اغرق رسيد . در آن ايام اميرزاده على بن اميرزاده رستم از اصفهان برسيد و پيشكشهائى كه اميرزاده رستم فرستاده بود ، به عرض رسانيد و در اواخر رمضان اميرزاده ابراهيم بن جهانشاه از كابل برسيد و عرضه داشت كه اميرزاده قيدو به كابل آمد و مقرر كرده است كه پيش بندگى حضرت آيد و بندگى حضرت امير شيخ لقمان را به تحصيل اموالى ( 8 ) كه هزاره تقبل نموده بودند ، بدان طرف روانه فرمود و اميرزاده
--> ( 1 ) . ت : شودى . ( 2 ) . م و ل : امير يوسف خواجه قاضى . ( 3 ) . ت : غزنى . ( 4 ) . ت : نعمان ، « خواجه » ندارد . ( 5 ) . ت : از « هزاره مجد » تا اينجا ندارد . ( 6 ) . ت : مواضع . ( 7 ) . ت : كه چند سر اسب و گاو . ( 8 ) . ت : مال . ( 1 ) در مطلع سعدين ص 203 خيل خانه شورى آمده است .